وسط غذا يدفعه دلم برای معده ام سوخت
كه چطوری ميخواد دست پختم رو هضم كنه.

دانشجوی ايرانی چوب دو سر طلاست ؛
نه دولت داخلی اجازه خروج ميده، نه دولت خارجی اجازه دخول.

ضربه ای كه ايران از الطاف دوستان عهد حجر ميخورد كم از حمله دشمن ندارد. [+]

تواضع آن است كه آنچه دوست داري مردم بر تو دهند را به آنان دهي. [+]

روز اول سال نوی ميلادي
بر شماره عمر من يكی افزوده ميشود و از ساليان باقی يكی كم.
تو بگو جای شادی است يا غم؟

مرگی به اين سادگی برای او كم است. [+]
خوشحال نيستم؛ عزيزترين كسانمان را گرفت.
نمی بخشم و فراموش نمی كنم.

جهان به سرعت در حال انبساط است، مثل كيكی كه پف ميكند.
كيك در فر پف ميكند، اما جهان در چه چيزی منبسط ميشود؟
در هيچ...؟











