متهم: "نمی دانستيم زن و شوهر هستن، خيال كرديم رابطه نامشروع دارن، كشتيمشان."
قاضي: "كار بسيار خوبی كرديد، دست شما درد نكند."
اگر يكی برود و همين قاضی را بكشد و بگويد خيال كردم فاسد بود، باز هم ديوان عالی اينطوری رأی ميدهد؟ [+]

مادر، بی تو تنها و غریبم.

ای دختر از نگاه خيره من دلزده نشو،
دارم از تك نظر حلالم بيشترين استفاده را می برم.

اين قافله عمر عجب زوزه كشان می گذرد.

هميشه برای من Deadline يك كار، روزی بوده كه كار را "در" آن روز انجام داده ام، نه "تا" آن روز.

شك دارم كه سيزده ما، زير بارش این برف، به در شود.




الان اول فروردين سال 86 است ولی هنوز سال 86 آغاز نشده.
من عاشق اين لحظات معلقم.












