تبليغاتX
افاضات

متهم: "نمی دانستيم زن و شوهر هستن، خيال كرديم رابطه نامشروع دارن، كشتيمشان."

قاضي: "كار بسيار خوبی كرديد، دست شما درد نكند."

اگر يكی برود و همين قاضی را بكشد و بگويد خيال كردم فاسد بود، باز هم ديوان عالی اينطوری رأی ميدهد؟ [+]


+ افاضه شد در  جمعه سی و یکم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

مادر، بی تو  تنها و غریبم.


+ افاضه شد در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

ای دختر از نگاه خيره من دلزده نشو،

دارم از تك نظر حلالم بيشترين استفاده را می برم.


+ افاضه شد در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

اين قافله عمر عجب زوزه كشان می گذرد.


+ افاضه شد در  شنبه هجدهم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

هميشه برای من Deadline يك كار، روزی بوده كه كار را "در" آن روز انجام داده ام، نه "تا" آن روز. 


+ افاضه شد در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

شك دارم كه سيزده ما، زير بارش این برف، به در شود.


+ افاضه شد در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

ما بهت زده پس از شنيدن

يا خيره و مات حين خواندن

از بازی آخر تو حيران

 ما لب بگزيديم به دندان  [+]

 

می گفت سرنوشتی در كار نيست، تنها به اين علت به دنيا آمده بود

كه پدرش نكته ساده ای رو سر كنكور يادش رفته بود: 

ربط ژول و كالري!   [+]

 

سرنوشت چيست، علي؟

شاد بمان.


+ افاضه شد در  دوشنبه ششم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

اگرچه شيخ اساسا اهل بازی خوردن(!) نيست، ولی دست حميد [+] را نمی شود رد كرد،

پس اين است آرزوی شيخ:

 

"الهی كه  آرامش خدا در كنار تو باشد" .

 

تيم بعد: علی [+] ، هما [+] ، حمیدرضا [+] ، مریم [+] ، رويا [+]


+ افاضه شد در  جمعه سوم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

سرانجام ربيع الاوّل مصداق يافت.  (ایده:[+])


+ افاضه شد در  پنجشنبه دوم فروردین 1386   توسط شیخ  | 

الان اول فروردين سال 86 است ولی هنوز سال 86 آغاز نشده.

من عاشق اين لحظات معلقم.


+ افاضه شد در  چهارشنبه یکم فروردین 1386   توسط شیخ  |