تبليغاتX
افاضات

 کُشت از دورى تو اين نگرانى ما را

چه شود گر بزنى زنگ و رهانى ما را


+ افاضه شد در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386   توسط شیخ  | 

بر روى تخت افتاده‌اى، من را تماشا مى‌كنى

 با آن نگاه خسته ات، بغض مرا وا مى‌كنى


+ افاضه شد در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386   توسط شیخ  | 

جنوب ميدان گمرك منتظرت ايستاد‌ه ‌ام، باران مى‌گيرد ، نمى‌آيى.

آنجاست كه فهمِ رحمت بودنِ باران ميّسر مى‌شود.


+ افاضه شد در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386   توسط شیخ  | 

تنهایی؛

ای خجسته تنهایی

جانم به لب آوردی!


+ افاضه شد در  سه شنبه بیستم شهریور 1386   توسط شیخ  | 

بدى فراموشى اينه كه فراموش ميكنى كه فراموشت ميشه.


+ افاضه شد در  جمعه شانزدهم شهریور 1386   توسط شیخ  | 

شيخ يك ماه به منبر نرفت، كلّهم 10 نظر دريافت نمود.

شيخ كركره منبر را پايين بكشد سنگينتر نيست؟


+ افاضه شد در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386   توسط شیخ  |