مى نوازد آفتاب از پشت پرده، چشم را
گويدم بگشا ز رؤيا، مرد خفته، چشم را
گويدم بگشا ز رؤيا، مرد خفته، چشم را

عيد رمضان
آمد و ماه رمضان رفت
صدشكر كه اين آمد و صدحيف كه آن رفت
صدشكر كه اين آمد و صدحيف كه آن رفت

من نيمهشبها
قلب خود از سينه بيرون آورم
رويش ببوسم ساده و از پينه بيرون آورم
ناله كند با من از آن جور و جفاهاى دلت
با او به نجوا خيزم و از كينه بيرون آورم!
رويش ببوسم ساده و از پينه بيرون آورم
ناله كند با من از آن جور و جفاهاى دلت
با او به نجوا خيزم و از كينه بيرون آورم!

شما را سفارش
میکنم به ترس از خدا و نظم در کارها. [+]

ماست با مزه گچ
كره با طعم پياز
به كجا مى رود اين ذائقه بى مانند؟
كره با طعم پياز
به كجا مى رود اين ذائقه بى مانند؟

صبح موعود رسيد
من ز سرباز جوان مىخواهم
كه نبندد چشمم
و به خود میگويم
آخرين صحنه عمرم، اى كاش؛
عوض چهره مرد قاتل
چشم زيباى تو را مىديدم!












