تبليغاتX
افاضات

مى نوازد آفتاب از پشت پرده، چشم را
گويدم بگشا ز رؤيا، مرد خفته، چشم را

+ افاضه شد در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386   توسط شیخ  | 
عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد‌شكر كه اين آمد و صدحيف كه آن رفت

+ افاضه شد در  جمعه بیستم مهر 1386   توسط شیخ  | 
من نيمه‌شبها قلب خود از سينه بيرون آورم
رويش ببوسم ساده و از پينه بيرون آورم

ناله كند با من از آن جور و جفاهاى دلت
با او به نجوا خيزم و از كينه بيرون آورم!

+ افاضه شد در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386   توسط شیخ  | 
شما را سفارش می‌کنم به ترس از خدا و نظم در کارها. [+]

+ افاضه شد در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386   توسط شیخ  | 
ماست با مزه گچ
كره با طعم پياز
به كجا مى رود اين ذائقه بى مانند؟

+ افاضه شد در  شنبه هفتم مهر 1386   توسط شیخ  | 

صبح موعود رسيد

من ز سرباز جوان مى‌خواهم

كه نبندد چشمم

و به خود می‌گويم

آخرين صحنه عمرم، اى كاش؛

عوض چهره مرد قاتل

چشم زيباى تو را مى‌ديدم!


+ افاضه شد در  چهارشنبه چهارم مهر 1386   توسط شیخ  |