ذرات بدنمان
از ازل تا به ابد وجود دارند، گيرم كه فقط چند سالى با هم باشند.
ما جاودانگان تاريخيم.
ما جاودانگان تاريخيم.

من اگر خامم اگر ديوانه، سايه عشق تو بر سر دارم
تو به هر نام كه مى خوانی ام، چونكه از توست نكويش دانم
تو مرا حيله گر ٍٍسودايى، مفسد ٍ مستٍ پريشانم گو
من از آن رو كه مرا شاهانه، مى دهى شأن و لقب شادانم
تو به هر نام كه مى خوانی ام، چونكه از توست نكويش دانم
تو مرا حيله گر ٍٍسودايى، مفسد ٍ مستٍ پريشانم گو
من از آن رو كه مرا شاهانه، مى دهى شأن و لقب شادانم

من سالهاى
نخست بى كسى را
در كوچه وهمناك بن بست
در زير اقاقى كهنسال
با ياد تو در خيال خيسم
ده ها دل سير گريه كردم.
در كوچه وهمناك بن بست
در زير اقاقى كهنسال
با ياد تو در خيال خيسم
ده ها دل سير گريه كردم.

پروژه را آن كارگرى افتتاح مى كند كه روبان را مى بندد، نه آن مقامى كه پاره
اش مى كند.

سر برده ام درون گريبان ، قدم زنان
در منجلاب فكر پريشان ، فرو روان
با بانگ خشمگين ٍ "هُى! مگر كورى؟"
مرا رهگذر ساده اى نجات مى بخشد.
در منجلاب فكر پريشان ، فرو روان
با بانگ خشمگين ٍ "هُى! مگر كورى؟"
مرا رهگذر ساده اى نجات مى بخشد.

هان اى زن راز آلود
من پس از زندگى بىحاصل
در حسرت فهم يك خم بىمقدار
از بين هزار توى فكر تو،
مى ميرم.












