تبليغاتX
افاضات

ای بهار سبز و تر شاد آمدی [+] 

+ افاضه شد در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386   توسط شیخ  | 
دندان بى پدر را
با گوشه زبانم ، آهسته مى نوازم

تا درد آن بخوابد

لكن چه سود كاخر، آرامشى نيابد،

وز جان من بكاهد

+ افاضه شد در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386   توسط شیخ  | 
- نگرانم كه نكنه به اصغر بدهكار باشم، ميرم پيشش و ميگم بيا حساب كتاب كنيم، ميگه:"چيه؟ ترسيدى پولت رو بخورم؟" چقدر سرخورده ميشى وقتى ملت خوش حسابى ات را طلبكارى مى خوانند.

- عمه خانم وقتى داره ميره بيرون بر ميگرده و ميگه :"آدم باغيرت دخترش رو ول نمى كنه تا اين موقع شب بيرون باشه." چقدر احساس حقارت مى كنى وقتى مردم آزاد انديشى ات را بى شرمى مى خوانند.

- عمه خانم كه ميره، همسرت ميگه:"چرا جوابش رو ندادى؟ ترسيدى ديگه." چقدر تنهايى وقتى زنت خويشتن دارى ات را بزدلى مى خواند.

- در سن هشتاد و چهار سالگى، هنوز در حسرت حرفهايى كه بايد مى زدم و نزدم مى سوزم. حسرت بدفهمى هاى ديگران و صبورى هاى خودم. يك لحظه خويشتن دارى، يك عمر پشيمانى.


+ افاضه شد در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386   توسط شیخ  | 
RIGHT is wrong and there is nothing LEFT.

+ افاضه شد در  دوشنبه بیستم اسفند 1386   توسط شیخ  | 

چراغها مردد بين روشن و خاموش

غروب وهمناك و غم انگيز كوچه ها

گریزی نیست ز وحشت کابوس 

تمام هستى من رو به سوى فنا

به گوشه چشمان تو آن آخرين نگاه

نهاده بر دل من رنج بيشمار

فقط امید کورسوی صبح پگاه

دمیده گرمی اندک به جان این بیمار


+ افاضه شد در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386   توسط شیخ  | 
مى كنم در استخر آبليمو شنا؛ ترش، چون روى تو كه مى دهد مرا صلا
مى شوم غرقه در خاطرات عمر رفته؛ تلخ، چون حرف تو كه مى زند مرا صدا

مى‌خورم با سرم به ديواره سنگى‌اش؛ سخت، چون قلب تو كه مى‌شود ز من جدا

مى كنم ياد تو لحظه هاى آخرم، شهد، چون فكر تو كه مى كند جان ز تن رها

+ افاضه شد در  پنجشنبه نهم اسفند 1386   توسط شیخ  | 
من از آن باد پاييزى هراسانم كه تير آهن بيندازد به روى عابرى خاموش.

+ افاضه شد در  سه شنبه هفتم اسفند 1386   توسط شیخ  | 

بالاخره يك روز آهو از اين زندگى خسته مى‌شود، تصميم مى‌گيرد فرار نكند،

مى‌ايستد و ببر را قورت مى‌دهد.


+ افاضه شد در  جمعه سوم اسفند 1386   توسط شیخ  | 
در سكوت قدم مى زنم؛ انگار كه جنازه خودم را تشييع مى كنم.

+ افاضه شد در  چهارشنبه یکم اسفند 1386   توسط شیخ  |