مى كنم در استخر آبليمو شنا؛ ترش، چون روى تو كه مى دهد مرا صلا
مى شوم غرقه در خاطرات عمر رفته؛ تلخ، چون حرف تو كه مى زند مرا صدا
مىخورم با سرم به ديواره سنگىاش؛ سخت، چون قلب تو كه مىشود ز من جدا
مى كنم ياد تو لحظه هاى آخرم، شهد، چون فكر تو كه مى كند جان ز تن رها
مى شوم غرقه در خاطرات عمر رفته؛ تلخ، چون حرف تو كه مى زند مرا صدا
مىخورم با سرم به ديواره سنگىاش؛ سخت، چون قلب تو كه مىشود ز من جدا
مى كنم ياد تو لحظه هاى آخرم، شهد، چون فكر تو كه مى كند جان ز تن رها











