در انتهاى شب به ديدار من بيا
آنگاه كه خالى از ترسم ، خالى از اميد
بدون غصه ، بدون شوق
غرقه در سكوت، لبريز از هيچ
بيا و در قلب من نگاه كن
كه چيزى در آن نيست جز صورت زيباى تو

در انتهاى شب به ديدار من بيا
آنگاه كه خالى از ترسم ، خالى از اميد
بدون غصه ، بدون شوق
غرقه در سكوت، لبريز از هيچ
بيا و در قلب من نگاه كن
كه چيزى در آن نيست جز صورت زيباى تو
