الاغ رو سوى درگاه احديت كرد و گفت: "بارالها، اگرچه ايراد خالق از مخلوق حق اوست
و مخلوق را اعتراضى روا نباشد، لكن انصاف بده صداى من بدتر است يا مته بادى؟"
از غيب ندا رسيد: "يا الاغ، دلگير نباش. در زمان نزول وحى هنوز مته بادى به بازار نيامده بود.
در عوض ما تو را لذت خر غلت چشانديم كه از بهترين لذتهاست."














