ماهيچهى آرواره را براى جويدن ماهى مىخواهم و نه براى گفتگوى عاشقانه و ماهيچهى كشاله را براى فرار از آروارهى كوسه و نه قدم زدن شبانه.
آلوشكا آلوشكا، تو ماهى و شايد شبى در سكوت تو را بجوم آهسته آهسته.
و چه شبى خواهد بود نه چندان متفاوت از رنگِ پوستِ تو زير آفتابِ سواحل ِ درازِ چند ميليون سال قبل كه كوسهها پا داشتند و به سواحل رفت و آمد مىكردند. و شايد ويلايى در همان نزديكى با استخر و جكوزى و تشكيلات. و سرايدارى كه در آن هواى شرجى از كوسهها كولرى گازى طلب مىكرد و نبود. كوسهها براى تعطيلات آخر هفته با سبدى از ماهى تازه زير نور ماه به ماهتابى ِ ويلا مىرفتند و ماهىها را در ماهيتابه و ماهيچههاى مرا در باربكيوى پشت ويلا با ذرهبينى از تمركز نور ماه تفت مىدادند با موسيقى ِ متن ِ هلهلهى شغالانِ تيزكردهدندان براى استخوانهاى بر جا مانده از ماهىها و من، غافل از اينكه كوسه استخوانى نخواهد گذاشت، نامش را هم به باد خواهد داد. و نسل ما ماندگار شد آلوشكا بخاطر تو فقط. بيا نسلمان را متناسل كنيم نسل اندر نسل الى جمودِ نعوش و تحليل نسوج.
آلوشكا شايد شبى در سكوت...
آلوشكا آلوشكا، تو ماهى و شايد شبى در سكوت تو را بجوم آهسته آهسته.
و چه شبى خواهد بود نه چندان متفاوت از رنگِ پوستِ تو زير آفتابِ سواحل ِ درازِ چند ميليون سال قبل كه كوسهها پا داشتند و به سواحل رفت و آمد مىكردند. و شايد ويلايى در همان نزديكى با استخر و جكوزى و تشكيلات. و سرايدارى كه در آن هواى شرجى از كوسهها كولرى گازى طلب مىكرد و نبود. كوسهها براى تعطيلات آخر هفته با سبدى از ماهى تازه زير نور ماه به ماهتابى ِ ويلا مىرفتند و ماهىها را در ماهيتابه و ماهيچههاى مرا در باربكيوى پشت ويلا با ذرهبينى از تمركز نور ماه تفت مىدادند با موسيقى ِ متن ِ هلهلهى شغالانِ تيزكردهدندان براى استخوانهاى بر جا مانده از ماهىها و من، غافل از اينكه كوسه استخوانى نخواهد گذاشت، نامش را هم به باد خواهد داد. و نسل ما ماندگار شد آلوشكا بخاطر تو فقط. بيا نسلمان را متناسل كنيم نسل اندر نسل الى جمودِ نعوش و تحليل نسوج.
آلوشكا شايد شبى در سكوت...














