<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>افاضات</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 08 May 2012 23:45:44 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فردی به نام من از خانه بیرون نرفته ولی گم شده است</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-375.aspx</link>
<description>خودم را گوشه‌ی اتاق می‌یابم، در خود خمیده و پریشان، نام تو را زیر لب تکرار می‌کند. مچش را که می‌گیرم انکار می‌کند: «من؟ نه! داشتم آواز می‌خواندم.» تمام آوازها لبریز نام توست. نامت که از سویدای دل بر لب صعود می‌کند، در دهان می‌چرخد و به فضا می‌پراکند. نامت که درخشان است ولی اسم اعظم نیست؛ کاری از من نمی‌گشاید: خودت را که نمی‌رساند، دیگران را هم می‌رماند. از تو تنها نامی مانده و هیچ. نامی که مرا کنج اتاق از خودم گم کرده است.&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 08 May 2012 23:45:44 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-375.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Such a Strange Vibration</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-374.aspx</link>
<description>هیچوقت خواسته‌ای چنین در دسترس نداشته‌ام و هیچگاه نسبت به خواسته‌ای چنین بی‌رغبت نبوده‌ام.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نمی‌دانم از پس آن همه سال خواستن، این حکایت دیگر چیست! استغناء؟ گذشتن؟ پیری؟ یا دل بریدن؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;st&quot;&gt;&lt;span class=&quot;st&quot;&gt;[&lt;a href=&quot;http://www.4shared.com/mp3/vhAYiwOF/Be_sure_to_wear_some_flowers_i.html&quot; target=&quot;_blank&quot; title=&quot;4shared&quot;&gt;+&lt;/a&gt;] Scott McKenzie - &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;Be Sure to Wear Some Flowers in Your Hair &lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sat, 14 Apr 2012 23:27:35 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-374.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فَقَدَ عمرو زیداً</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-373.aspx</link>
<description>شب بود و ستاره‌ها یکایک پیدا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دل در کف من نبود، بودم شیدا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;غمهای دو عالم از برم بیرون بود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کم بود ز عیش ناب تنها زیدا!&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sun, 01 Apr 2012 02:53:03 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-373.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نهنگ نیامده مرا بلعید</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-372.aspx</link>
<description>مرد چهارراه فصل‌ها را پشت سر گذاشت، به پلیس راهنمایی زبان درازی کرد، برای کارگران مشغول کار شکلک درآورد، به دختران دبیرستانی متلک انداخت و وارد مهدکودک سر نبش شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مردی که از قدرت بهراسد، از کار بیزار باشد و از زن جز عقده چیزی در دل نداشته باشد، مرد نیست؛ بچه‌ای ست که ناامید از ذات خود به بی‌مسؤولیتیِ تحصیل پناه می‌برد. آموزشِ صوریِ مدرسه سن را بالا می‌برد ولی کسی را بزرگ نمی‌کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مرد هم کودکی بیش نبود.&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sat, 24 Mar 2012 07:00:55 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-372.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هوای وطنم در شب عید آرزوست</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-371.aspx</link>
<description>
و ماه آخر سال نود را به سیر آفاق پرداختم و انفس. افق خاصی هم نبود، برف بود و مزارع خشکیده. ولی نفس‌ها خاص بودند. هر نفسی خاص است؛ برای خودش، عشقش و مادرش. نفس‌ها اغلب اماره‌اند. یا کافر همه را به کیش خود پندارد؟ نه، نفس‌ها همه مطمئنه‌اند. نمی‌خواهم سال را با بدهکاری تمام کنم. بدهکاری خوب نیست. طلبکاری هم همینطور. هر دو خواب را از چشم آدم دور می‌کنند. آدم ایده‌آلی که هرگز نبوده‌ام. من اهل پرحرفی نیستم. حداقل اینجا. همیشه مختصر و نامفید بوده‌ام. گاهی هم که اصلاً نبوده‌ام. کارنامه‌ی زمستان امسال همین پائین است. از بندهای قطعنامه‌ام یا عزم‌نامه‌ام برای سال بعد، یکی هم این است که بیشتر بنویسم. ولی خب وقتی کسی نمی‌خواند چه فرقی می‌کند کوتاه یا بلند، هر هفته یا هر ماه؟ مگر نمی‌دانم این دور باطلِ تنهایی-نوشتن-کمی خوانده شدن-توهم هم‌صحبتی-کمتر نوشتن-حس تنهایی، هزارتویی مجازی ست؟ چرا! ولی باز می‌نویسم. لجبازی. شاید برای گریز از واقعیت گزنده. حالا جا افتاد که چرا طولانی نمی‌نویسم؟ بس که به انحطاط می‌رود نوشته‌ام! این بار هم از دستم در رفت این جفنگیات. امان از زغال خراب در محیط عذاب.  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سالتان نیکو!&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 20 Mar 2012 02:01:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-371.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مردمان این زمستان</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-370.aspx</link>
<description>این یکی ماه چطور؟ این ماه را کجا بودم؟ این یکی را رفتم زندان. در خانه و محبس، همچو آن شیران؛ از پاستور تا بهبهان. سی روز هم تحمل نکردم حال آنکه ضیاء و بهاره و مجید و عماد قرار سه هزار روزه دارند. خواستم چیزی نخورم، یک روز هم دوام نیاوردم و مهدی چهل روز است که غذا نخورده. و حالا برگشته‌ام اما میثم و سهراب، اشکان و ندا، ترانه و مصطفی، رامین و امیرارشد، صانع و محمد برنمی‌گردند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از یادشان نبریم.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Feb 2012 19:58:04 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-370.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داماد ایرانی برای عروس دریایی</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-369.aspx</link>
<description>این یک ماه کجا بودم؟ در اندونزی بودم، با جان به لب رسیدگانی که دل در 
وطن پهناور بی‌روزن و میهن برخوردار تنگدست و مردمان مهمان‌نواز برادرکش جا
 گذاشته بودند و مغز و بازو به کول گرفته بودند و به امید آینده‌ای که در 
خشکی خودی دست نیافتنی می‌نمود منتظر بودند که به اقیانوس غریب بزنند شاید 
که در سرزمین کوالا به زندگی ساده‌ای که بدل به آرزو شده برسند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قایقمان شکست و در قعر دریا آرمیدیم.&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 06:44:21 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-369.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آفتاب می‌زند از طلعت خوشت</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-368.aspx</link>
<description>آنچنان محو تماشای تو بودم که دلم غافل شد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;از چنین نکته که نتوان به لبت واصل شد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تا به کی خیره بمانم به دو چشمت کآیا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید از زلف سیاهت ثمری حاصل شد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Dec 2011 00:42:16 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-368.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره عاشورا</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-367.aspx</link>
<description>عاشورا دهمین روز است از ده روز ایستادگی، سربلندی و آزادگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عاشورای قدیم دهم محرم بود، پس از یکم تا نهم‌‌ همان ماه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عاشورای جدید ۶ دی است، از پسِ ۲۵ و ۲۸ و ۳۰ خرداد، ۷ و ۱۸ و ۲۶ تیر، ۲۷ شهریور، ۱۳ آبان و ۱۶ آذر</description>
<pubDate>Mon, 05 Dec 2011 23:15:53 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-367.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجعد</title>
<link>http://efaazaat.blogfa.com/post-366.aspx</link>
<description>در کلاف گیسوانت &lt;/p&gt;&lt;p&gt;سردرگمم ای جان&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بردار برس را &lt;/p&gt;&lt;p&gt;و به فریادم برس&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Nov 2011 23:22:29 GMT</pubDate>
<dc:creator>efaazaat</dc:creator>
<guid>http://efaazaat.blogfa.com/post-366.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

