سال سی و هفت دخترک با پسرک می‌چرخید و به من نظر می‌انداخت. پسرک خیلی دوستانه از من پرسید: چه کنیم؟! گفتم آزادش بگذاریم که هر چه می‌خواهد خودش انتخاب کند.

سال شصت و چهار دخترک با من می‌چرخید و دلش جای دیگر بود. حتی برایم جای سوال هم نداشت که نباید آزادش گذاشت.

(آزاد بود ولی همواره)