افاضات
تو خورشیدی و من یک قالب یخ
چنان داغی که گویی تمام حرارت جهان در توست و من در مقابل، از سرمای عشق بر خودم میلرزم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط شیخ |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
پیوندهای روزانه
■ بی تو یک عمر به مردن بگذشت
■ هفت سال در تبت
■ ت خ د ر
■ از رفتن
■ چرخ چرخ عباسی
■ فردی به نام من از خانه بیرون نرفته ولی گم شده است
■ مردمان این زمستان
■ داماد ایرانی برای عروس دریایی
■ ... که آبش برده بود
■ از مار خوش خط و غدد لنفاوی
■ اینجا چه میکنم؟
■ قربانگه مژگان تو
■ من از تو راه برگشتی ندارم
■ سرو ایستاده
■ پرواز آخر
■ شش دی
■ شهریار دل
■ رخسار تو سرسبز
■ خرداد خونين
■ منظومههاى عاشقى
■ محو سراب روى تو
■ موج مفاجات
■ مقلّد
■ دیدار نامنتظر
■ بكشيدمان، تكثير مىشويم
■ جنون گاوى در منتهاى تنهايى
■ "كه تو را آواى نى برده است دور از ره، كجايى؟"
■ كل يوم عاشوراء
■ مکاشفه در ترهبار
■ كشتهى زار به مژگان سيه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
آرشيو
پیوندها
کرم کتاب
Sleeper
وحشــــىــــىـــــی
چاغنامه
جيغ و داد نو
درونیات
افاضه
اينجا ميتونه يه خونه باشه
نوشته هایی با قانون زیر پوش
شیخ عیسی ابو زید
پیاده با خدا
پیاده با خدا
نفس خسته
حرفهای خودمانی
هو ربی لا اله الا هو
تمشک
تفکرات یک روانپریش
از
کنتراست
همه
ابر های تیره تردید
λοωε ↔ Њατε
ویارهای پسری آبستن
SinGle-PlaYeR
اخترک3251
پستو
ايزد بانوى گورستان
پشت پرچین آسمان
دختر نارنج و ترنج
کفن پوش
مسیح بر کوه زیتون
یک متولد سی اسفند
بخون و درکم کن
مداد سپید
عصیان
مراسم چایخوران
راه ِ من...
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ...
بوی خوش زن
بیقراری های یک زن
سارا پارسی
پرستویی در بـــاد
دلمشغولی های
زندگی جای دیگر است
سمفونی تلخ ِ باكرگی
وحشــــىــــىـــــی مسدود
in your arms
دخـترو
رهسپار
خلوت ِ یه نفره !
LaUse DEo
همه نوشت
بیف استراگانف
پسرم علی رضا
پانسیون
دونک
وکیل مدافع حیوان
باران زده
اشک لیــــــــــلی
منتهی التفاسیر فی المکتب الحیوان
صلح سپید
زرد ملجه
خـــاتون خــــاموش
این دو تا دختره
خاطرات دهه شصت
خط خطی های گاه و بی گاه من
لبهی تیغ
پاتریسا
من و پیچک و تنهایی
خورشید ِ من
ایده ال
ستایش
از دوشیزگی تا زنی کامل
بی تو بودن کار من نیست
اینجا جهان آرام است
تراوشات یک ذهن چسبناک
cafe casino
اینجا جهان من است
O Zahir
.. ما دو نفر ..
تلخ تلخ
اتاق تمام فلزی
دختر کارون
پاره های قلب
صهبا
BLOGFA.COM