جهان و کار جهان
آیا نامردی دیدهاید؟ عشقتان به مضحکترین بهانهای شما را رها کردهاست؟ به کسی اعتماد تام کردهاید و از پشت خنجری تمام خوردهاید؟ دنیا اینچنین است: بیوفا و پرجفا.
آیا در فقر و فاقه دست و پا میزنید؟ تلاش میکنید و به جایی نمیرسید؟ شما میدوید و دیگران میرسند؟ موفقیت مدام دورتر و رویاییتر میشود؟ زندگی همین است: بدحساب و بیکتاب.
آیا دوست داشتهاید و تنفر دیدهاید؟ نیکی کردهاید و بدی دیدهاید؟ دل بستهاید و از دست دادهاید؟ پشتیبان و دلخوشیتان را بیهوا ز کف دادهاید؟ جهان اینگونه است: بدنهاد و نامراد.
چه بد! چه میتوان کرد؟ هیچ! باید ایستاد٬ پذیرفت و کنار آمد. پذیرش نه از سر استیصال یا امید واهی نجات٬ بلکه از شناخت بیسر و سامانی زندگی. درون موجهای ویرانگرش استوار ایستادن: لبخند در حین سقوط و آرامش در حال اضمحلال.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ ساعت توسط شیخ
|