تراوشات (۱)
یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت:1:49
چه ابعاد عظيمى دارد اين جسم سخت، بسان گردويى سبز و نه خشك، در آن حال كه اندرونش آبكى است مثل مغز دست نخورده كودكى پيش از بلوغ وقتى كه دارد انديشه مى كند پس از بلوغ چه بر سر آن ذهن خيال پرور سيال خواهد آمد آيا؟ ...
یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت: 2:2
دعا مى كنم كه برق برود، برود، برود، نيايد، نيايد هيچوقت ، ماه بماند و تو ، بماند و تو ، خورشيد بر نيايد، بر نيايد هيچوقت و تو تا سحر دعا كنى، دعا كنى كه هيچوقت اين سحر نرسد. كه دعا كنى...
چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ ۹:۹
سیاه چاله چشمش تمام گرمای جهان را می بلعد و ما یخین مردمانی که مبهوت به چشم سیهچال زل زده ایم
پنجشنبه 5 آذر1388
عكس ِ برعكس ِ رخت، قاب دلم پوشانده
من ولى عكس تو از عكس تو هم دلشادم
شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۳ ۲۰:۱۱
اوف چه خونفشان گاو بیچاره را ذبح کردی
اما چشمان گاو شاید از صافی دل و سیرابی اش خبر بدهد به رغم شاخ تکان دادن دیوانه وارش
[یک شاخه گل میخک پیش از آنکه چریده شود]
اما چشمان گاو شاید از صافی دل و سیرابی اش خبر بدهد به رغم شاخ تکان دادن دیوانه وارش
[یک شاخه گل میخک پیش از آنکه چریده شود]
یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳ ۲۳:۳۳
اجماع یک بوسه را وانهادیم به فاصله ها - ای آه - فاصله ها
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲ ۱۸:۵۵
آینه بشکن که خودت عیب نداری
شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲ ۱:۱۴
من هم آدم جدیدی ام، زخم و زیلی، خمیده پشت و رسیده به ته، نرسیده هنوز ولی تقلا می کنم برای این دو وجب باقیمانده که به انتها برسم شاید که سر سطر بروم، سر سطر دیگری به خیال نو شدن، دوباره از ابتدا بودن، که زهی خیال باطل، که زخم ها خوب هم شوند ردی میگذارند انکار ناشدنی.
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۲ ۲۲:۲۳
فضای نظربازی اغلب مردها همین است: چشمها را از دست می دهند، چشمها، دریچه قلب زنان
سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۱ ۰:۷
از باب احترام جمع بستم تو را خصوصاً که بانویی.
احسنتن یعنی چه نکو کردید شما زنها. یعنی در اینجا زهرا بانو درود بر شما که چه نکو گفتید!
برای مطالعه بیشتر:
احسنتَ : نکو کردی، مرحبا بک، زه!
http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-a2bc14ecf34647e88fc772519d109896-fa.html
روزی امام (ابو حنیفه) با ابن ابی لیلی به باغ رفت. آن دو راندند و بر زنانی گذشتند که آواز می خواندند پس ساکت شدند. فقال الامام: احسنتنّ! چه نکو کردید شما زنان.
http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=103&ID=453&idfrom=4424&idto=4436&bookid=103&startno=5
همان خط اول
+ نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت توسط شیخ
|