تراوشات (۴)
جمعه 30 تیر1391
چیزی شبیه من، یخ در جهنم است!
سه شنبه 3 مرداد1391
باد بدی دارد پاییز و برای تن های چون برگ ما خوب نیست. دستهایمان -نقطه اتصالمان- زرد می شود و می ریزد
چهارشنبه 4 مرداد1391
نامش را پذیرش بگذاریم و در آرامشش غوطه ور شویم
جمعه 30 تیر1391
زندگی بزرگ نمی شود. تو آنچنان بزرگ می شوی که دیگر جایی برایت در بازی زندگی نباشدچهارشنبه 28 تیر1391
روزی می آید که در آن کسی می آید
که از دستانش مهربانی
میان مردمان
با تیغه شمشیر
به قسط تقسیم می شود
جمعه 30 تیر1391
از جیب دل به گونه های خودت وام می دهیچهارشنبه 21 تیر1391
همیشه دوست داشتم خواهرزاده شوهر ملکه بریتانیا بودمپنجشنبه 22 تیر1391
برنگردد هم باکی نیست، مانده استسه شنبه 20 تیر1391
نابودی در ذات ماست همانطور که ویرانگری در ذات شماچهارشنبه 31 خرداد1391
مجنون بوی لیلی ام، راهم بده
1391
دوستی خاله خرسه متاسفانه فرصت عبرت برایم نگذاشت
1391
شب شراب بیارزد به شرط بامداد تعطیل.
[چنین گفت بامداد خسته، بامداد بی مداد]
1391
در اغلب موارد مهمانی جای خوشی کردن است و رقصیدن و اینها که می گویی و من نمی دانم چرا وسط سرسام مهمانی که گوش هایم جز نعره ی بلندگو چیز دیگری نمی شوند ناگهان یاد غربت الاغمان می افتم در طویله سیدعلی و عجیب دلم می گیرد. بله حق با توست، تنهایی بلای خود کرده است، گیرم که خودناخواسته
چهارشنبه 3 خرداد1391
عالی ست چشمان تو
عالی و تکان دهنده
پیشانی ام را به دست گرفته ام که فرو نریزد
عالی و تکان دهنده
پیشانی ام را به دست گرفته ام که فرو نریزد
چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1391
آجیل بوسه ات پر پسته، شکر، عسلحیف از دلم که روزه زبانش بریده بود
پنجشنبه 30 مهر1388
در را بگشایید، پایش به زنجیر است
شنبه 21 دی1387
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون آق پسر؟
- نه بابا، واسه اين دختره، ببينيم گند نزده باشيم.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون حاج آقا؟
- استغفرالله آبجى، واسه حاج خانوم ميخوام.
- عقديه يا صيغه ايه؟
- هيچكدوم، اون متعه دومى.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودت كوچولو؟
- نه واسه مامانم، ميخوام ببينم از تنهايى در ميام يا نه.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون؟
- نه واسه عمم (=عمه ام)
- خب حالا.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون؟
- نه واسه شما.
- كِى؟
- همين امشب.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- تموم كرديم.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- داروخونه اونور خيابونه.
- پس بى زحمت خود بيبى رو لطف كنيد.
- بيبيم كجا بود؟
- تو شيكمت.
- وا.
- والا.
===============================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
[يك بسته بيبى چك در مى آورد مى دهد بهش در راه خدا.]
...
..
.
- واسه خودتون آق پسر؟
- نه بابا، واسه اين دختره، ببينيم گند نزده باشيم.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون حاج آقا؟
- استغفرالله آبجى، واسه حاج خانوم ميخوام.
- عقديه يا صيغه ايه؟
- هيچكدوم، اون متعه دومى.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودت كوچولو؟
- نه واسه مامانم، ميخوام ببينم از تنهايى در ميام يا نه.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون؟
- نه واسه عمم (=عمه ام)
- خب حالا.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- واسه خودتون؟
- نه واسه شما.
- كِى؟
- همين امشب.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- تموم كرديم.
================================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
- داروخونه اونور خيابونه.
- پس بى زحمت خود بيبى رو لطف كنيد.
- بيبيم كجا بود؟
- تو شيكمت.
- وا.
- والا.
===============================
- ببخشید خانوم. یه بسته بیبی چک می خواستم.
[يك بسته بيبى چك در مى آورد مى دهد بهش در راه خدا.]
...
..
.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت توسط شیخ
|