شنبه 19 آذر1390
مرا وارد بازیت نکن، جدی اش می گیرم، خراب می شود!
 
 
دوشنبه 14 آذر1390
آدمها به هم نمی خورند. حرف که بزنند زودتر معلوم می شود.
 
 
پنجشنبه 1 دی1390
بازار طلا داغ است دختران، زنهار که از درج "عندالمطالبه" در عقدنامه غافل مشوید!
 
 
--
ژله ای که تکیه کرده به استواری ایمان و ناپایداری عشق، ناگهان از گرمای حرکت کاتوره‌ای یک نوشته آب بشود سخت است. فقط باید آن وسط باشی تا درک کنی.
یا لیتنی کنت معک
 
 
جمعه 30 دی1390
آه از پیله که حتی یک ماه هم از زهدان بیشتر نگاهت داشت ولی دیدی نهایتا پروانه شدی؟ دیدی سال، سال پروانگی بود؟ مژده داده بودمش، مشتلق بده - پیش از رفتن! که ذات پروانگی پریدن است. از این خانه خاکستری می پری و ملتی را می گذاری منتظر آوای نی لبک، دریغ از لبی که نمی رسد به نی و گوشی که نمی شنود نوای نی. اما چه باک که صاحبخانه اینک آزاد است از بند پیله - و کتمان نکنم: از بند عشق!
 
 
شنبه 1 بهمن1390
آخ لبانت لبانم را مذاب می کنند
 
 
شنبه 1 بهمن1390
آدم زندگی های هول هولکی، از هر چمن ورقی، به هر بستنی ای لیسی، سر پا، نصفه نیمه، در هول و ولا، در همه کار نیمه بودن ... به چه کار می آییم اصلا؟ یک لذت ساده هم نبردیم از این زندگی و وسط جُستن ها و جَستن ها وقتمان تمام شد
 
 
پنجشنبه 26 خرداد1390
سرخ از خون
برگ افرا
بر آب

 
پنجشنبه 3 آذر1390
بترس از تقدسی که نان در پی ندارد. آدمها برای هیچ راحت تر همدیگر را می کشند تا برای نان
 
 
دوشنبه 14 آذر1390
مادر به شما زندگی هدیه داده است. می توانی هدیه را بیندازی دور ولی به هدیه دهنده نمیشود گفت چرا دادی!
 
 
جمعه 4 آذر1390
دیگر وقتش است که مرا به خانه ات دعوت کنی. برای صرف اسمارتیز یا استریپ تیز. چه فرقی دارد وقتی که با تو ام؟!
 
 
--
فرهنگ-سنت ایرانی-اسلامی همه را مفصل نموده است
در جمله اخیر مفصل قید است
 
 
پنجشنبه 5 آبان1390
کلاً آدمی قدر عافیت نمی داند حتی اگر قبلاً به بلا دچار شده باشد
 
 
پنجشنبه 5 آبان1390
قهرمان قصه های ما همه دوم شخص مفردند، رام نمی شوند
 
 
دوشنبه 13 تیر1390
افسرده هستی اما فکر می کنی افسرده نیستی و مگر می شود که افسرده نباشی پس باید افسرده شوی

 
دوشنبه 6 تیر1390
بهترین دفاع خنده است.