تراوشات (۱۹)
شنبه 13 مهر1387
عفريته ها ما را درسته قورت مى دهند، ما را كه كودكانى خرد بوديم با روياى موهوم عشق در سرمان.
شنبه 13 مهر1387
مرا ببين كه از مسير روده هاى گرگها به مرگ جالبى رسيده ام!
دوشنبه 8 مهر1387
پس از خاك مالى بنا بر احتياط واجب با آب كُر شسته شود.
سه شنبه 9 مهر1387
اما در باب الف لام ميم مى فرمايد كه آن الم است، الم همان رنج است،
لقد خلقنا الانسان فى كبد.
در همين باب احاديث ديگرى نيز روايت شده از اين قبيل:
روى شيروانى كه مى روى بچه ها فرياد مى زنند كه جلوتر نرو الف لام ميم (اينجا لك لك مى خوابد)
از آنسو پرتقال فروش مى گويد سد معبر نكن آقا جان اين اشعار چيست تحويل مى دهى الف لام ميم (كه در اينجا مقصود اى لا كردار مى باشد)
ولى من فكر مى كردم اين باشه: اِنَّ لُطفى مُتَّسِع.
كدومه؟!
لقد خلقنا الانسان فى كبد.
در همين باب احاديث ديگرى نيز روايت شده از اين قبيل:
روى شيروانى كه مى روى بچه ها فرياد مى زنند كه جلوتر نرو الف لام ميم (اينجا لك لك مى خوابد)
از آنسو پرتقال فروش مى گويد سد معبر نكن آقا جان اين اشعار چيست تحويل مى دهى الف لام ميم (كه در اينجا مقصود اى لا كردار مى باشد)
ولى من فكر مى كردم اين باشه: اِنَّ لُطفى مُتَّسِع.
كدومه؟!
سه شنبه 2 مهر1387
فردا كه بيدار مى شود يادش نمى آيد كه نوبت بلوربارفتن است امروز، بلكه مدام كلمه اى در مخش رژه مى رود كه دقيق يادش نمى آيد كه چيست، يعنى الانم هم هست ولى از وضوح كافى برخوردار نيست كه چيست، بلوار يا بولوار يا بيليارد يا بيليون يا ميليارد يا ميليون يا قليون يا چى آخر، و البته مبرهن است كه صرفا هيچكدام وگرنه كيست كه نداند امروز نوبت چيست؟
--
هيچوقت هيچ دختر سالم عقلى را ديده اى؟ (بدون هيچ شرط متاخر يا متقدم)
پهناى جهان صد و پنجاه ميليارد سال نورى و بل بيشتر است. بيشترش را خودت گفته بودى و گفتم كفايت مى كند ولى چون بعدش گفتى عمر دنيا سيزده ميليارد ساله و درازتر، گفتم ممكنه اين بيشتر و درازتر يه قرابت معنايى از لحاظ درجه بزرگى در قياس با واحد اوليه اى كه اين تر در ارتباط با اون به كار برده شده داشته باشند، پس ديدم شايد بد نباشه كه تذكرى بدم كاملا دوستانه (چون بادى بيلدينگ نمى رم) بخصوص كه خودت هم به جا تاكيد كرده اى كه اين بزرگى نبايد فراموش شود. و من ميخوام يك بار ديگه از فرصت استفاده كنم و عظمت اين بزرگى رو يادآور بشم.
با تشكر از برنامه خوبتون
پهناى جهان صد و پنجاه ميليارد سال نورى و بل بيشتر است. بيشترش را خودت گفته بودى و گفتم كفايت مى كند ولى چون بعدش گفتى عمر دنيا سيزده ميليارد ساله و درازتر، گفتم ممكنه اين بيشتر و درازتر يه قرابت معنايى از لحاظ درجه بزرگى در قياس با واحد اوليه اى كه اين تر در ارتباط با اون به كار برده شده داشته باشند، پس ديدم شايد بد نباشه كه تذكرى بدم كاملا دوستانه (چون بادى بيلدينگ نمى رم) بخصوص كه خودت هم به جا تاكيد كرده اى كه اين بزرگى نبايد فراموش شود. و من ميخوام يك بار ديگه از فرصت استفاده كنم و عظمت اين بزرگى رو يادآور بشم.
با تشكر از برنامه خوبتون
سه شنبه 2 مهر1387
پدرش كه برسد دودمان همه را بر باد مى دهد. آخر برنامه اين بود كه زنده شود و به ميان مردم برود، ماهى پخته بخورد و بگويد: "آنانكه ايمان نياورند داورى خواهند شد. خوشا به حال كسانى كه نديده به من ايمان مى آورند."دوشنبه 1 مهر1387
مهر استدر شهر من باران مى آيد
مى شويد زمين را، زمان را
بر تن من مى خورد اما
راهى به درون ندارد
مهر است
ولى
در دل من مهرى نيست
یکشنبه 31 شهریور1387
عجب درخت كهنسالى اَست بار گناه
كه ريشه كرده در دل خاك و نموده شاخه فراز
ولى تو آن شكوفه آخر كه ناشكفته هنوز
نسيم رحمتش از اين درخت مى چيند
كه ريشه كرده در دل خاك و نموده شاخه فراز
ولى تو آن شكوفه آخر كه ناشكفته هنوز
نسيم رحمتش از اين درخت مى چيند
دوشنبه 31 تیر1387
بالش كه ندارم سرم را گذاشته ام رو كاناپه ، خود كاناپه و نه حتى دسته اش. سفت است خب.
غلتى مى زنم و دوباره مى خوابم. خواب مى بينم كه روى كاناپه خوابيده ام و خواب مى بينم!
غلتى مى زنم و دوباره مى خوابم. خواب مى بينم كه روى كاناپه خوابيده ام و خواب مى بينم!
شنبه 30 شهریور1387
چسبِ مخصوص ِ قلبِ پاره پاره رسيد. صد در صد تضمينى. سه تا پونصد.
--
برایتان جشن مى گیریم که سوءتفاهمِ کوتاهِ بینتان را با حماقتى بلند پایان مى دهید.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۵ ساعت توسط شیخ
|